تبليغاتX
Leila Otadi Fans - گزارش پشت صحنه، آخرین عکس ها و گفت و گو با بازیگران فیلم باغ قرمز:
وبلاگی راجع به لیلا اودتادی(شاه ماهی سینمای ایران) و دست نوشته هایی دیگر

آقای تارخ از آن اتاق بیرون می آید و ما هم فرصت را مغتنم می شماریم و در اتاق استراحت مصاحبه ای کوتاه با ایشان می کنیم که در اینجا می خوانید:

 باغ قرمز

در مورد خود فیلم و نقش تان و کلا فضای کار برایمان توضیح دهید.

«باغ قرمز» به لحاظ فیلمنامه نویسی به نظرم یک اتفاق است در سینمای ایران. یعنی اینکه یک نقاش 39 ساله که هرگز تجربه فیلمنامه نویسی نداشته و بیشتر به عنوان یک نقاش کار می کرده، اقدام به نوشتن یک فیلمنامه می کند و حاصلش می شود این فیلمنامه که به نظرم به لحاظ ساختاری دراماتیک و قصه و قصه پردازی خیلی موفق است و از این دید به نظرم یک اتفاق تاره است در سینمای ایران. من امیدوارم که این فیلمنامه نویس موفق بشود که در آینده فیلمنامه های بهتری را ارائه بدهد چرا که این قابلیت و ظرفیت های لازم را می شود در آن دید. از جانب آقای امیر سماواتی این فیلمنامه پیشنهاد شد، من هم فیلمنامه را خیلی پسندیدم؛ اصولا هم جنون کار کردن با کارگردان های کار اولی را دارم. یعنی خیلی دوست دارم با کسانی که می خواهند تجربه ی اولشان را بکنند، کار بکنم؛ چون معمولا بازیگر برنده می شود در این مواقع.

 به نظر شما این کار ریسک نیست که یک وقت کارگردان شکست بخورد و خب قطعا بازیگر هم شکست می خورد.

نه. البته آقای سماواتی تهیه کنندگی زیاد انجام دادند، در ضمن تحصیلات در زمینه سینما دارند، حتی به عنوان کارگردان تحصیلات دارند؛ خب به به اصطلاح یک نقطه قوت بود برای فیلم و برای این انتخاب؛ از طرف دیگه به هر حال انعطاف لازم را کارگردان های کار اولی دارند برای اینکه خودشان را هماهنگ بکنند با نیروهای حرفه ای. آدم های حرفه ای در این فیلم هستند، اعم از بازیگر، فیلمبردار و خب طبیعتا گروه تهیه و تولید. این ها و خود نقش آیتم هایی بودند که مرا تشویق کردند که کار بکنم.

 سوال آخر من این است که شما برای پذیرفتن یک نقش فیلمنامه را بیشتر مورد توجه قرار می دهید یا کارگردان؟

طبیعتا هر دو؛ حتما هر سه؛ هم کارگردان، هم فیلمنامه و هم نقش. و این سه به عنوان مهم ترین معیارها هستند.

خب فکر می کنید آن کارگردان چقدر می تواند آن فیلمنامه را بپروراند و تأثیر داشته باشد؟

خیلی. یک کارگردان می تواند از یک فیلمنامه خوب یک فیلم بد بسازد و یک کارگردان می تواند از یک فیلمنامه معمولی یک فیلم خوب بسازد. وقتی کسی متنی را به عنوان فیلمنامه می نویسد و آن را ارائه می کند، همه آن اتفاق ها روی کاغذ است، اما اگر بنا باشد که همه ی آن ایده ها و مفاهیمی که در فیلمنامه موجود است به اجرا و نمایش در آید، در گرو حضور یک کارگردان خوب است.

باغ قرمز

 بعد از گفت و گو با آقای تارخ، دوباره به محل فیلمبرداری می روم. خانم اوتادی، آقای قریبیان و آقای ضرابی هنوز سر جاهایشان نشستند. آخرین پلان این سکانس مربوط به بسته ی عکس های نیکی نصیریان که در دست خانم اوتادی است، می باشد. این پلان هم گرفته می شود و خانم اوتادی هم از گروه خداحافظی می کنند. در همین حین خانم اوتادی پیشنهاد مصاحبه با من را رد نمی کنند و با صبوری به چند سوال من پاسخ می دهند:

 در مورد نقش، فیلمنامه و کلا کار برایمان بگویید.

اسم نقش که المیرا است. نقش همسر من در فیلم را آقای تارخ بازی می کند. البته همسر اولشان فوت شده اند و من نقش همسر دومشان را بازی می کنم. از همسر اولشان یک دختر دارند (نیکی نصیریان). بین من و آن دختر یک چیزهایی پیش می آید که باعث می شود پلیس وارد ماجرا شود و مشکوک بشود.

نقشتان منفی است؟

نه، اصلا منفی نیست. اصلا تقصیر من نیست در اصل.

 چه جور نقشی است؟

نقشی است که به دلیل آن اضطرابی که داشت در نقش از آن خوشم آمد و اینکه بالاخره مثبت است یا منفی، در آخر فیلم متوجه می شوید.

این اولین کار آقای سماواتی است؛ این اعتماد به ایشان چگونه به وجود آمد؟

کار هایی که قبلا تهیه کرده بودند باعث شد به اضافه ی اینکه کست(cast)، کستِ قوی ای بود، آقای تارخ بودند نقش مقابل من و این برام مهم بود.

 برای پذیر یک نقش، فیلمنامه و کارگردان، کدام تأثیر بیشتری دارند؟

هر دو. پنجاه پنجاه است.

 خب، یک کارگردان خوب مثل اصغر فرهادی، یک فیلمنامه معمولی را به یک فیلم عالی تبدیل می کند و ممکن است یکی دیگر یک فیلمنامه خوب را به یک فیلم بد تبدیل کند.

خب این دیگه شانس است که ایجاد می شود.

 شقايق فراهاني و فريدالدين

نیکی نصیریان، ستاره کوچک سینمای ایران، آن روز در صحنه حاضر نبود. ولی به دلیل جذابیت این سوپر استار کوچک و ایفا کردن یکی از نقش های اصلی آن در این فیلم، تصمیم گرفتیم با او مصاحبه ای کوچک انجام دهیم:

 نیکی جان، بازی کردن در «باغ قرمز» چه طور بوده؟ خوب بود؟ بد بود؟ سخت بود؟ آسون بود؟

نه سخت بود، نه آسون. سخت که اصلا نبود.اگر هم پلان سختی داشته باشم، باید بازی بکنم دیگه.

 اینکه در فیلم نقش یک دختر مریض را که همش باید سفره کنه بازی می کردی، سختت نبود؟

سخت که بود. ولی یک ذره سخت بودنش رو تحمل می کردم.

 یک خاطره خوب می تونی از «باغ قرمز» برامون بگی؟

خاطره خوب که چه عرض کنم؟! یک خاطره دارم که الان فقط همونو می گم. یک روز پلانم بودش که هنوز مریض نشده بودم، اون موقع می شستم پای پیانو و همش پیانو می زدم، پیانو زدن هم سخت دیگه، الکی می زدم، دنگ دنگ دنگ دنگ...

 تو از مامانت پیانو یاد نگرفتی؟

مامانم «جان مریم» را بهم یاد میده ولی من فقط خوندنشو بلدم. من زدنشو اصلا بلد نیستم. مامانم می گفتم دستاتو گرد کن، من گرد نمی تونستم بکنم. مامانم می خواد منو بذاره کلاس موسیقی.

 خب، ادامه خاطره رو تعریف کن.

هیچی دیگه؛ اینقدر من پیانو زدم که همه سرشون رفت! همه خوابالو! همه به زدن من کار داشتند. دیگه حوصلشون هم سر رفته بود چون که تا...(با مکس) ساعت چند بود؟ تا ساعت  8شب بود. چند بارهم خوب تمرین کردم دستم گرد شد، وقتی که کار تموم شد، دوتا پلان رو برام دست زدند.

 در فیلم «خسته دلان» آقای الوند هنوز بازی نکردی؟

آقای الوند شروع به کار کردن، ولی من این پلان ها نیستم.

 در «سرزمین کهن» آقای تبریزی بازیت تموم شده؟

تموم شده؛ ولی یکی دو جلسه موندم.

 شقايق فراهاني و فريدالدين 

 

قابل ذکر است که «باغ قرمز» اولين ساخته بلند «امير سمواتي» از 15 فروردين مقابل دوربين رفته است!

منبع: سینما روز  http://www.cinemarooz.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 16:41  توسط امیر  |